
نتایج نظام اجتماعی فاسد و نظام الهی
----------------------------------------------
وقتى جهتگیرى کلیت یک جامعه، یک سازمان، یک مجموعه غلط بود، تلاشهاى فردى هرچه هم در آن جامعه انبوه باشد، نتیجهى خودش را نخواهد بخشید... از امام صادق (علیهالسّلام) نقل شده است - علىالظاهر از امام صادق (علیهالسّلام) است که ایشان حدیث قدسى را روایت می کنند - که فرمودند: « لَأُعَذِّبَنَّ کُلَّ رَعِیَّةٍ فِی الْإِسْلَامِ أَطَاعَتْ إِمَاماً جَائِراً لَیْسَ مِنَ اللَّهِ وَ إِنْ کَانَتِ الرَّعِیَّةُ فِی أَعْمَالِهَا بَرَّةً تَقِیَّةً ».( هر دسته از مسلمین، که از امام (حاکم) جائرى که از جانب خدا نیست اطاعت کرده است، هر چند در اعمالش نیکوکار و پرهیزگار باشد، عذاب خواهم کرد . )(1) مضمون حدیث این است: اگر سررشتهى نظام یک جامعه به دست انسانهاى فاسد و ناباب و ستمگر و منحرف باشد، حرکات مؤمنانهى افرادى که در این جامعه هستند، به جائى نمی رسد؛ و اگر در آنچنان جامعهاى کسانى تسلیم باشند و از آن ستمگران اطاعت کنند، خدا آنها را هم عذاب می کند. البته در همین حدیث، عکسش هم هست: « وَ لَأَعْفُوَنَّ عَنْ کُلِّ رَعِیَّةٍ فِی الْإِسْلَامِ أَطَاعَتْ إِمَاماً هَادِیاً مِنَ اللَّهِ وَ إِنْ کَانَتِ الرَّعِیَّةُ فِی أَعْمَالِهَا ظَالِمَةً مُسِیئَةً.»( و هر دسته از مسلمین، که از امام هدایتکننده از جانب خدا اطاعت کرده است، خواهم بخشید، هر چند آن دسته، در اعمال خود، ستمکار و گناهکار باشد.) که حالا اینها شرح دارد، نمی شود به همین ظاهر اکتفاء کرد.
خلاصهى مطلب و جان مطلب این است که اگر چنانچه در یک نظامى، در یک مجموعهاى، در یک کشورى، در یک جامعهاى، حاکمیت و نظام، نظام الهى است، نظام عادلانه است، آن کسانى که اطاعت از این نظام می کنند، مورد عفو الهى هستند؛ ولو خطاهائى هم داشته باشند.




آمار
وب سایت:


















بنابراین، طبق آیات قرآن، كسى باید عهده دار ولایت و زمام دارى مسلمانان شود كه شرایطى، مثل مسلمان بودن، عدالت، كفایت، مدیریّت و فقاهت را داشته باشد.با توجّه به این شأن و منزلت قرآن در جامعه ى انسانى، آیا این سخن پذیرفتنى است كه جامعه در عصر غیبت امام معصوم (عج) دچار حیرت و سرگردانىِ سیاسى باشد و در میان انبوه اندیشه ها و نظرات متناقض، حیران و مبهوت، سردرگم باشد و قرآن كریم كه كتاب راه نمایى و هدایت فرد در جامعه است، او را به حال خود واگذارد و از او دست گیرى ننماید؟ آیا مى توان قرآن را فاقد اندیشه ى سیاسى ارزیابى نمود و آن را نسبت به مسئله ى ولایت، كه اساسى ترین مقوله در عرصه ى حیات اجتماعى انسان است و سعادت و شقاوت جامعه در گرو آن است و اساس و پایه و دلیل و راه نما براى دیگر فریضه هاى شرعى است، ساكت دانست؟مسأله ولايت و حاكميت فقيه از دير باز در خلال مباحث فقهى امرى ملموس و غيرقابل انكار بوده و در بسترى بسيار وسيع در ابواب مختلف فقه، از حاكم و حكومت و سلطان عادل ياد شده است. 



